رساله‌اي در اسطرلاب كروي نوشت كه بسيار استادانه و ظاهراً بهترين اثر عربي در اين موضوع‌ است‌. اين كتاب منقسم بر چهار مقاله است‌: (1) مقدمهٴ تاريخي و انتقادي‌، (2) توصيف اسطرلاب‌ كروي‌، مزيت آن بر اسطرلاب مسطح و همهٴ ابزارهاي نجومي ديگر: (3 و 4) موارد استعمال‌.

ثابت بن قره‌

ابوالحسن ثابت بن قره بن مروان حراني‌، از مردم حران در بين‌النهرين‌، در 826 - 827 (يا 835 - 836) زاده شد، در بغداد برآمد، در 901 [288 ه. ق‌] درگذشت‌. پزشك‌، رياضي‌دان و منجم‌ حراني‌.1 از بزرگ‌ترين مترجمان يوناني و سرياني به عربي‌، مؤسس مكتبي از مترجمان‌، كه‌ بسياري از افراد خانوادهٴ خودش از اعضاي آن بودند. آثار آپولونيوس (كتاب 5 تا 7)، ارشميدس‌، اقليدس‌، تئودوسيوس‌، بطليموس (جغرافيا)، جالينوس‌، اوطوقيوس به وسيلهٴ او يا تحت‌ رهبري او ترجمه شد، يا ترجمه‌هاي ديگران (ازجمله اسحاق بن حنين‌) به وسيلهٴ او تهذيب شد. رصدهاي شمسي را با توضيح اصول روش‌هاي خودش تدوين كرد، بر هشت فلك بطليموسي‌ فلك نهمي افزود (محرّك اول‌) تا حركت ((اقبال و ادبار)) اعتدالين را توضيح دهد (او مسئول‌ اصلي معرفي اين نظريهٴ غلط است‌). اندازه‌گيري او از سهمي‌ها و سهميواره‌ها بسيار جالب توجه‌ است‌. نظريهٴ اعداد متحاب را اصلاح كرد (در صورتي كه‌؛ ؛  باشد؛ و اگر p ,q ,r نسبت به هم عدد اول باشند  و اعداد متحاب‌ هستند). آثار رياضي‌، نجومي‌، و هم‌چنين تشريحي و طبي بدو منسوب است (اغلب به عربي و برخي به سرياني‌).

يوسف خوري‌

كه به يوسف القَس‌ّ و يوسف الساهر هم معروف است‌. در زمان خلافت مقتفي (902 تا 908) هنوز زنده بود. پزشك و رياضي‌دان‌، مترجم سرياني به عربي‌. كتاب گم‌شدهٴ ارشميدس را در باب‌ مثلث‌ها و كتاب الادوية المقابلة للادوأ جالينوس را ترجمه كرد، ترجمهٴ اولي را سنان بن ثابت‌ بن قره (نك نيمهٴ اول سدهٴ دهم‌) و دومي را حنين بن اسحاق تهذيب كردند.


1 .مي‌گويم حراني نه صابي‌. نك  Daniil A. Khovolson. Die Ssabier und Ssabismusvols .(2 vols.,St. Petersburg, 1856     
يا ساده‌تر از آن مقالهٴ نيكلسن را در چاپ 11 دايرةالمعارف بريتانيكا، يا تاريخ ادبيات ايران‌، ادوارد براون‌، (ج 1، ص 301 - 304، 1908) را ببينيد. مردم حران گرچه به سرياني سخن مي‌گفتند، مخالف مسيحيت بودند، آنان عميقاً با معارف يوناني آشنايي داشتند، مخصوصاً با فلسفهٴ نوافلاطوني‌. با اين حال ثابت طرف‌دار عرب‌ها بود و از فرقهٴ خويش‌ اخراج شده بود، بدين ترتيب او حراني بود، بي‌آن كه صابي باشد (نك ايسيس‌، VIII 345,).